خرید بک لینک
امروز 18 بهمن 1401 هستن نزدیک سه چهار روزه با حسن تموم کردم و یک هفتس که به فیروزآبادی پول دادم و از زندگیم انداختمش بیرون و رضایت گرفتم دو میلیارد و صد تومان ازم پول گرفت میگفت بچم دو روز دیگه به دنیا میاد یعنی 11 بهمن 1401 خدایا نمیدونم انصاف کجاس درست چیه و من کجا وایسادم فقط میدونم خیلی خستم از همه کس و از همه چیزبا حسن خودم تموم کردم بیچاره هنگ کرده بود ولی با توجه به موضوع دادگاه و دفترخونه و شل بازیاش فهمیدم جای درستی باهاش واینستادم و نمیتونم قبولش کنم پول که نداری عرضه هم نداری یعنی هیچخیلی دوره استرسی رو پشت سر گذاشتم ولی خداروشکر با اینک به فرزانه و مامان نزدیک هشتصد میلیون بدهکارم ولی باز آروم ترمخدایا شکرت که هیچ وقت نمیشه چیزی رو پیش بینی کرد و هر چی تو بخوای هموم میشهمن ازت خواستم به عدالت بین من و رضا قضاوت کنی که حتما این عدالت بود پس راضیم به رضای توحسن خیلی حالش بد بود کلی ازم خواهش و التماس می کرد به خاطر داشتن یه فرصت دیگه ولی میدونستم مشکل با یه فرصت دیگه حل نمیشه دوستش داشتم ولی دوست داشتن کفایت نمیکرد من یه مرد واقعی به دردم میخوره که بتونم بهش تکیه کنم آدم های ضعیف اذیتم میکننبلاخره اینکه میخوام زبانم رو بخونم و ببینم چی برام رقم میخوره دیگه به هیچی فکر نمیکنم چون به جایی نمیرسم با فکر کردن فقط میخوام پیش برم ببینم چی میشه

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 19 بهمن 1401 ساعت: 15:46

امروز 20 شهریور 1401 هست ، مامان دو هفتس رفته کربلا برای اربعین با دوستش و من هیچ خبری ازش ندارم ، بعد از ده روز بی خبری بلاخره فرزانه دو بار باهاش تلفنی حرف زده ، که بعد که ازش پرسیدم چه خبر از مامان شماره رو داد و گفت شارژش تموم شده .همون هفته اول که مامان رفت کربلا با فرزان رفتم شمال روز اولش خوب بود ولی روز دوم دوباره سر یکی مثل ترگل باهم دعوامون شد و اون هرچی از دهنش در اومد به من گفت و منم متقابل بهش گفتم خیلی همه چیز عوض شده اون رو با این عقاید نمیتونم قبول کنم و دوستش داشته باشم اونم من رو نمیتونه با این کارهام و قبول کردن حسن تحمل کنه و دوستم داشته باشه خیلی از هم دوریم خیلی باهم فرق پیدا کردیم با هم قهریم به طوری که چشم نداریم همدیگرو ببینیم .من خیلی تنهام غیر خدا واقعا هیچ کسی رو ندارم نه پدری ، نه مادری ، نه خواهر و برادری فقط کارم رو دارم و یه حسنی که نمیدونم میتونم باهاش خوشبخت بشم یا نه .فرزانه به مامان گفته بود که من و حسن کجا با هم آشناشدیم ، تو فضای مجازی، اونم نه گذاشت و نه برداشت به حسام و سمیه گفت من گفته بودم تو محیط کار آشنا شده بودیم . خیل خجالت کشیدم. خیلی . حسن پسر بدی نیست یه سری چیزا توش هست دوست ندارم : اونم خیلی آسیب دیدس خیلی زود بهش بر میخوره و خیلی حساسه . از لحاظ وضعیت مالی اصلا وضع خوبی نداره و به نظرم خیلی کمک خانوادش میکنه . نمیدونم باهاش کجا وایسادم ، خدایا میدونی من چقدر دوست دارم ازدواج کنم و خوشبخت باشم خودت برام بساز خدای بزرگ.راستی الان نزدیک سه ماهه قرص تاموکسیفنم رو قطع کردم میخوام بدونم اگه بخوام بچه دار بشم کجا وایسادم خدایا یه برگ از درخت بدون خواست تو نمیوفته خدایا سلامتی و زندگی

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:33

سلااامآخرین نوشتم برای حدود دو ماه پیش هست ، الان حدود نه ماهی هست که به حسن دوستم و هرچی بیشتر میگذره خیلی منطقی تر بهش فکر میکنم الان دارم میبینم که وضعیت مالیش اصلا اوکی نیست یا خیلی کمک خانوادش میکنه که بازم فرقی نداره مرد گنده پس اندازش صفره و حالا خونه میسازن یا نمیسازن دلیل نمیشه که پس انداز نداشته باشه زود بهش بر میخوره که خیلی رو مخمه رو پول من حساب باز کرده خیلی تابلوهه البته بیشتر مشکلاتش مالی هست بقیش قابل حله ولی واقعا مشکلات مالی دست کم گرفتنش برام قابل قبول نیست برام مهمه که حداقل طرفم بتونه یه زندگی معمولی خوب رو تو این دوره زمونه بگردونه وگرنه من میشم نون بیار خونه و این برام قابل قبول نیست . خدایا فقط ازت خواهش میکنم کمکم کن بهترین راه و انتخاب رو جلوی پام بذار که من طاقت ناراحتی رو ندارم خدایا کمکم کن بووووووووسراستی هنوز تجدید نظر شعبه 43 اعاده دادرسی رو تعیین تکلیف نکرده . خدایا امید به تو . بوووووس

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:33

اعاده دارسی رد شد با همه مدارک و توجیهات دقیقی که وجود داشت بعد از هشت ماه برو بیا و کلی استعلام گرفتن قاضی آشغالش رد کرد خدایا خودت برام بخواه فیروزآبادی بهم زنگ زد برای توافق البته من اول بهش زنگ زدم و حتی با پدرخانوم و مادر زنش هم حرف زدم ولی انگار جای خوبی افتاده خدا براش ساخته خدایا برای منم بساز هنوز توافقی نشده منم ده روز دیگه میرم دادگاه پول میریزم میرم تو پروسه قسطیخیلی سر درگمم نمیدونم با حسن باید چیکار کنم ، خدایا اون که صلاحه برام پیش بیار خداجون واگذار خودت کردم از بابت مالی باهاش چالش دارم نمیدونم چیکار کنم از لحاظ مالی ضعیفهخدایا خودت کمک کنالبته برام مهمه که ازدواج قبلی و مهریه هم اوکی بشهخدایا خودت بهترین رو برام بساز شکررررررربوسسسسس

برچسب: نویسنده: سجاد جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 12:33

صفحه بندی